تبلیغات
آشــــــیونه
 

 
اللهم عجل لولیک الفرج


دیگر نمی داند کسی فرق ترنج و دست را
 
یوسف! تمام شهر را داری زلیخا میکنی







اللهم عجل لولیک الفرج
...


::
:: مرتبط با: شعر , مهدویت ,
:: برچسب‌ها: غیبت , امام الزمان , ظهور , منجی , صاحب الزمان , فرج , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393
رهبری از زبان آیت الله جوادی آملی:
نویسنده : پرنده
تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393
آیت الله بهجت (ره) :
نویسنده : پرنده
تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393
قضاوت !!!



::
:: مرتبط با: امر به معروف , اخلاقی ,
:: برچسب‌ها: قضاوت , خطای دید , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : شنبه 10 خرداد 1393
شب جمعست دلم کرببلا میخواهد...



بده در راه خدا، من به خدا محتاجم

من به بخشندگی آل عبا محتاجم

از قنوت سحر مادرتان جا ماندم

پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم

مهربان، کاش زهیری بغلم می کردی

من به آغوش پُر از مِهر شما محتاجم

فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی کافیست

با پر و بال شکسته به شفا محتاجم

شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا

به جنون سر ایوان طلا محتاجم

دود این شهر مرا از نفس انداخته است

به هوای حرم کرب و بلا محتاجم

چقدر گریه کنم تا نبری از یادم

در سراشیبی قبرم به شما محتاجم

***


 دم از عذاب مزن صبح محشر کبری

    همین نیامدن کربلای من کافیست!



::
:: مرتبط با: شعر , اخلاقی ,
:: برچسب‌ها: کربلا , بین الحرمین , امام حسین (ع) , شب جمعست دلم کرببلا میخواهد... , دود این شهر مرا از نفس انداخته است به هوای حرم کرب و بلا محتاجم , دم از عذاب مزن صبح محشر کبری همین نیامدن کربلای من کافیست , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
عزیز فاطمه ، مهدی ، چقدر تنهایی


منی که مایه ننگم به صد رسوایی                              

                     چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی؟!

چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم                         

                      عزیز فاطمه ، مهدی ، چقدر تنهایی

   



::
:: مرتبط با: شعر , مهدویت ,
:: برچسب‌ها: امام الزمان , غیبت , حجت ابن الحسن , چقدر تنهایی , انتظار , آَشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : پنجشنبه 8 خرداد 1393
اعتماد



وقتی 

اعتماد به خداوند هست

اعتماد به نفس را میخواهم

چکار ؟


+ ایــن روزهــا در فضــای واقعــی و مجــازی پــر شــده است از

مطالبی که میگوید ، چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم ؟

باید یاد بدهیم به دیگران که چگونه به خدا اعتماد کنیم ...


+ الیس الله بکاف عبده ؟

آیا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟


به خدا اعتماد کنیم ...




::
:: مرتبط با: اخلاقی ,
:: برچسب‌ها: اعتماد , اعتماد به خدا , اعتماد به نفس , چگونه اعتماد به نفس خود را بالا ببریم ؟ , آیا خدا برای بنده اش کافی نیست ؟ , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : سه شنبه 6 خرداد 1393
بی بصیرت ها، همیشه یک قدم عقب اند !!!


::
:: مرتبط با: اخلاقی , سیاسی ,
:: برچسب‌ها: بصیرت , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : یکشنبه 4 خرداد 1393
لذت عبادت



روزی حضرت موسی بن عمران(ع) در راه به جوانی بی ادبی برخورد كرد. آن جوان در كمال وقاحت و بی شرمی گفت:

«ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را كه امر كرده ترك كنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو كه تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت كن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این كه روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود: «ما پیغام آن جوان را كه به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی كه آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم كه بالاتر از آن تصور نیست. اما اكنون درد آن را درك نمی كنی. روزی درد آن را می فهمی كه راه گریزی برایت نیست.
حضرت موسی(ع) عرض كرد: پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نكردم. خطاب شد: ای موسی! هر گاه من به بنده ای غضب كنم، بزرگترین عقوبتی كه به او می كنم، آن است كه لذت عبادت خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت از عبادت من را ترك عبادت كند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اكنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.



::
:: مرتبط با: اخلاقی ,
:: برچسب‌ها: عبادت , بندگی , داستان حضرت موسی , لذت بندگی , اخلاقی , عرفانی , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : جمعه 12 اردیبهشت 1393
آقای من ، راز بی نشانی بودن ات را اکنون میفهمم ؛

میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...

دوازده هزار نامه ی دعوت نوشتند ،

ولی با بیش از سی هزار نیزه و شمشیر به استقبال رفتند !

آقای من ، راز بی نشانی بودن ات را اکنون میفهمم ؛

کاش نامه هایی که تمبر صداقت نداشتند هیچگاه به نشانی نمی رسیدند...



::
:: مرتبط با: مهدویت , اخلاقی , امر به معروف ,
:: برچسب‌ها: غیبت , امام الزمان , انتظار فرج , مهدویت , کوفیان , امام حسین , آَشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : سه شنبه 9 اردیبهشت 1393
شرمنده ام آقا !!! (خواهش میکنم که با دقت کامل بخونید)
از آیت الله محمدتقی بهجت(ره) پرسیده شد:
آیا نامه اعمال ما به امام زمان(عج) عرضه می شود؟ و آن حضرت اعمال ما را می بینند؟
آیت الله بهجت پاسخ دادند:
اعمال بندگان در هر هفته دو روز (دوشنبه و پنجشنبه) به ایشان عرضه می شود. همان قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم. چیزی که باعث شرمندگی و خجالت زدگی ما می شود این است که حضرت همه چیز را می دانند و همه چیز را می شنود، آن ها "عین الله الناظره اذن الله السامعه – الواعیه" می باشند.
ما چه کار کردیم برای قرب و نزدیک شدن به آن ها؟ شما که طالب حضور و ظهورید، چرا کاری نمی کنید که همیشه خودتان را پیش آن حضرت ببینید؟! او ما را می بیند و ما او را نمی بینیم! پس چرا اینقدر دوریم؟ بعضی ها خیال می کنند ائمه نمی شنوند و یا مثل مرده های ما هستند.
یکی از سنی مذهب ها از جلوی سرداب مقدس سامراء رد می شد، شنید صدای یک نفر را که داخل سرداب بود مرتب می گفت: یا صاحب الزمان یا صاحب الزمان! آن عابر با لحن مسخره ای گفت: یا صاحب الزمان! یا صاحب الزمان! آنقدر بگو تا جوابت را بدهد!! این ها نمی فهمند، حماقت محض دارند! ائمه(ع) عین الله الناظره و اذنه الواعیه هستند. اگر حرفی زده شود حتی قبل از آن که دیگران که در مجلس هستند، بشنوند آن ها می شنوند.




::
:: مرتبط با: اخلاقی , مهدویت , امر به معروف ,
:: برچسب‌ها: امام الزمان , غیبت امام زمان , نامه اعمال , عین الله الناظره اذن الله السامعه , صاحب الزمان , آَشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1393
مواظب باشید!!!
نویسنده : پرنده
تاریخ : پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393
...
اولین بار کنار ساختمونای «دو کوهه» دیدمش-
-ساعتت چقدر قشنگه! از کجا خریدی؟
ساعت رو از مچش باز کرد داد بهم گفت: مال تو!.
رفت.
- نه ! نمی...
رفته بود





(شهید محمد بروجردی)


::
:: مرتبط با: اخلاقی , شهدا ، دفاع مقدس ,
:: برچسب‌ها: شهید محمد بروجردی , شهدا , دفاع مقدس , خاطرات شهدا , خاطرات جنگ , دوکوهه , آَشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
غفلـت از یـــار گرفتـــار شـــدن هم دارد !!!
   


     غفلـت از یـــار گرفتـــار شـــدن هم دارد     از شما دور شدن ، زار شدن هم دارد
  هر که از چشـــم بیفتاد، محـلش ندهند     عبد آلوده شده خوار شدن هم دارد
   عیب از ماست کـه هـر صبح نمیبینیمت     چشم بیمار شده تار شدن هم دارد
   همه با درد به دنبال طبیبی هسـتیــــم     دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد
      ای طبیب همه انگار دلـــــت با ما نیـست   بد شدن، حس دل آزار شدن هم دارد
    آنقدر حرف در این سینه ی ما جمع شده    این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
 از کریـــمان، فقرا جود و کرم می خواهـند    لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
 نکنــــد منتــــــظر مــــردن مـــــایی آقــا    این بدی مانع دیدار شدن هم دارد
ما اسـیریم اسیر غم دنیا هستیــــــــــم    غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد

         


::
:: مرتبط با: مهدویت , شعر , اخلاقی ,
:: برچسب‌ها: غفلـت از یـــار گرفتـــار شـــدن هم دارد , شعر امام الزمان , انتظار , فرج , ظهور , غیبت امام الزمان , آشیونه ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : پنجشنبه 21 فروردین 1393
غیرت


گفت : که چی ؟ هی جانباز جانباز ، شهید شهید !
میخواستن نرن ! کسی مجبورشون نکرده بود که !
گفتم : چرا اتفاقا ! مجبورشون میکرد !
گفت : کی ؟!!
گفتم : همون که تو نداریش !
گفت : من ندارم ؟! چی رو ؟!
گفتم : غیرت !!!


::
:: مرتبط با: شهدا ، دفاع مقدس , اخلاقی , امر به معروف ,
:: برچسب‌ها: غیرت , شهدا ودفاع مقدس , جانباز , آشیونه , مجبور شدن ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393