تبلیغات
آشــــــیونه - آقای شهردار
 

 
آقای شهردار

دختر خانه بودم.

داشتم تلویزیون تماشامی کردم، مصاحبه ای بود با شهردار شهرمان .

یک خورده که حرف زد، خسته شدم سرش را انداخته بود پایین و آرام آرام حرف می زد.

باخودم گفتم: این دیگه چه جور شهرداریه؟ حرف زدن هم بلد نیست .

بلند شدم و تلویزیون را خاموش کردم .

چند وقت بعد همین آقای شهردار شریک زندگیم شد.


پ.ن:

شهید مهدی باکری


منبع: فانوس : fanous.blog.ir


::
:: مرتبط با: شهدا ، دفاع مقدس ,
:: برچسب‌ها: شهید مهدی باکری , آقای شهردار , شریک زندگی , دفاع مقدس , شهدا ,
نویسنده : پرنده
تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
foot pain bunion شنبه 17 تیر 1396 10:58 ق.ظ
Thanks for finally writing about >آشــــــیونه - آقای شهردار <Loved it!
https://saundrarandall.wordpress.com/ سه شنبه 2 خرداد 1396 07:22 ب.ظ
My brother suggested I might like this website. He was totally right.
This post truly made my day. You cann't imagine simply how
much time I had spent for this info! Thanks!
BHW دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 01:13 ب.ظ
Wow, that's what I was searching for, what a stuff! existing here at
this website, thanks admin of this site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر